لغت نامه دهخدا
ذنب الفار. [ ذَ ن َ بُل ْ ] ( ع اِ مرکب ) یا ذنب الفارة؛ دم موش. || بارتنگ. بارهنگ.
ذنب الفار. [ ذَ ن َ بُل ْ ] ( ع اِ مرکب ) یا ذنب الفارة؛ دم موش. || بارتنگ. بارهنگ.
( اسم ) ۱ - دم موش ۲ - بارهنگ یاذنب الفاری. ( صفت ) منسوب به ذنب الفار دم موشی: ( نبض ذنب الفاری )
یا ذنب الفاره. دم موش. بارتنگ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بارهنگ (در متون طب سنتی ذنب الفار که لسان الحمل باشد و بارتنگ که گویا نام هندی آن است) (نام علمی: Plantago major L) گیاه چندسالهای از خانوادهٔ بارهنگیان است. بارهنگ گیاهی با بن و ریشهای کوتاه است. ساقهٔ آن به طول ۷۰–۱۰ سانتیمتر، متعدد ایستاده یا خیزان، فاقد شیار، مساوی یا کمی بلندتر از برگها است. برگهای آن تماماً طوقهای، تخممرغی پهن با ۹–۳ رگبرگ قوی و برجسته، کامل یا در حاشیه سینوسی، بی کرک یا کرکپوش، دارای دمبرگ نسبتاً بلند.