دو ریسه
مترادفها
دو قسمتی، دو شاخه، دو تکه
لغت نامه دهخدا
دوریسه. [ دُ س َ / س ِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب )دونخه. دوپوده. حوله و رومال و یا دستمال زغب دار کلفتی از پارچه سفید که دو سر آن ریسه دار باشد. ( ناظم الاطباء ). نوعی از رومال یا دستمال. ( آنندراج ). || گلیم ریشه دار. ( ناظم الاطباء ). قسمی از قالین. ( آنندراج ). || روپوش. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
دو نخه. دو پوده.
جمله سازی با دو ریسه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به علت محدودیت در معماری و ساختار رایانه، در الگوریتم لمپورت باید تغییرات کوچکی داده شود. محتمل است که بیش از یک ریسه شمارهٔ یکسانی را دریافت کنند (شمارهها کاملاً منحصر به فرد نیستند). به عنوان مثال، ممکن است دو مشتری گوناگون هر دو شمارهٔ ۱۰ را از دستگاه بگیرند. از آنجا که در این الگوریتم فرض شدهاست که هر مشتری شناسهای دارد (نام و نام خانوادگی برای مشتریها و رتبه برای ریسهها)، در چنین مواقعی، ریسهای با شناسهٔ کوچکتر را انتخاب میکنیم. در نتیجه، اگر دو ریسه برای ورود به بخش بحرانی برنامه با یکدیگر در حال رقابت هستند و هر دو ریسه یک شماره دارند، ریسه با شناسهٔ کوچکتر اولویت دارد و پیش از ریسهٔ دیگر به بخش بحرانی کد وارد میشود.