حمیدالدین

لغت نامه دهخدا

حمیدالدین. [ ح َ دُدْ دی ] ( اِخ ) یکی از شعرای هندوستان و استاد اورنگ زیب عالمگیر بود و در سال 1216 هَ. ق. درگذشت. از اوست:
جای آرام کو در این گلشن
ثمرآسا رسیدم و رفتم.( قاموس الاعلام ).

فرهنگ فارسی

ابوبکر بن عمر بن محمود بلخی قاضی و نویسنده معروف ( ف. ۵۹۹ ه. ق. ). وی قاضی بلخ بود و شهرت او مخصوصا بوسیله تالیف (( مقامات حمیدی ) ) است.
مسعود بن سعد شالی کوب از احرار خطه لوهور بود و در طبع زکی و شعروی قرین عنصری و رودکی

فرهنگ اسم ها

اسم: حمیدالدین (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: hamidoddin) (فارسی: حميدالدين) (انگلیسی: hamidoddin)
معنی: ستوده آیین، ستوده دین، ( اَعلام ) قاضی حمیدالدین بلخی نویسنده مشهور قرن هجری، ( در اعلام ) قاضی حمیدالدین بلخی نویسنده مشهور قرن ششم ( هـ ق )، ستوده شده در دین

جمله سازی با حمیدالدین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کو حمیدالدین اگر خواهی که وقتی در دو لفظ مطلقا هرچ آن حمیدست از صفتها بشمری

💡 ناصرالدوله حمیدالدین که تیغش طرح نظم هم بکرمان هم بآذربایجان افکنده است

💡 فغان من ز خداوند من حمیدالدین که از وجود من او را فراغتیست شگرف

💡 بوسه زن خاک کف پای حمیدالدین را که چنو یار ندارم به جهان دگری

💡 حمیدالدّینِ بلخی، قاضی حمیدالدین ابوبکر بن عُمَر بن محمود (درگذشتهٔ ۵۵۹ ه‍. ق)، ادیب، شاعر، و نویسندهٔ کتاب مقامات حمیدی است.

💡 هر سخن کان نیست قرآن با حدیث مصطفی از مقامات حمیدالدین شد اکنون ترهات

خر سیاه یعنی چه؟
خر سیاه یعنی چه؟
کوس یعنی چه؟
کوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز