لغت نامه دهخدا
( جهاراً ) جهاراً. [ ج ِ رَن ْ ] ( ع ق ) بآشکار. آشکارا: سراً و جهاراً. ( فرهنگ فارسی معین ).
( جهاراً ) جهاراً. [ ج ِ رَن ْ ] ( ع ق ) بآشکار. آشکارا: سراً و جهاراً. ( فرهنگ فارسی معین ).
( جهاراً ) (جِ رَ ) [ ع. ] (ق. ) آشکارا.
به آشکار آشکارا سرا و جهارا.
[ویکی الکتاب] معنی جِهَاراً: به وضوح -آشکارا (دعوتهم جهارا یعنی با صدای بلند آنها را دعوت کردم.جهر:ظهور هر چیزی در حد کمال برای یکی ازحواس آدمی)
ریشه کلمه:
جهر (۱۶ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و آيه زير از اختلاف انحاء مناظره آن جناب خبر داده مى فرمايد:(قال رب انى دعوت قومى ليلا و نهارا... ثم انى دعوتهم جهارا ثم انى اعلنت لهم واسررت لهم اسرارا.)
💡 ادعوه سرارا و انادیه جهارا ان ابدلنی الصبوه طیفا و خیالا