بهره بر

لغت نامه دهخدا

بهره بر. [ ب َ رَ / رِ ب َ ] ( نف مرکب ) شریک و انباز. ( برهان ). شریک و انباز که قسمت خود را برد. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). شریک و انباز. بهره ور. ( ناظم الاطباء ). || آنکه در حاصل زرع یاثمر باغی سهم و حصه دارد. ( یادداشت بخط مؤلف ). || تحت اللفظ بمعنی سهم برنده. ( حاشیه برهان چ معین ). بهره برنده. سودبرنده. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

۱. سودبرنده.
۲. شریک، انباز.

فرهنگ فارسی

۱ - ( اسم ) بهره برنده سود برنده. ۲ - ( صفت ) شریک انباز.

جمله سازی با بهره بر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای که در دایره درک همین قطب تویی هر که گرد تو کند دور ز تو بهره بر است

💡 گر باغ همی خواهی تا بهره بری از گل در آینه بین گلها زان چهره رنگینا

💡 نبرد بهره بر هر که جمع شد نعمت که باغبان نشناسد که سیر گلشن چیست

💡 پس از آنکه رسول خدا (ص) از آنجا برفت، آن مرد را گفتند: انگشتریت را بردار و از آن بهره بر. آن مرد گفت: چیزی را که رسول خدا بدور افکنده، هرگز برنخواهم داشت.

💡 ز وصلِ تو نفسی بهره بر نداشته ام بیا بیا که به تو این نظر نداشته ام