این کلمه در حقیقت صورت مخفف و متداول کلمه «بلغاء» است و به جمع بلیغ اشاره دارد، یعنی کسانی که در سخن گفتن توانایی ویژه دارند و سخنان خود را به شیوا و گویا بیان میکنند. این افراد چیرهزبان، زبانآور و سخنگزار هستند و میتوانند مفاهیم پیچیده را به روشنی و با تأثیرگذاری منتقل کنند. بلغا نزد دانشمندان ادب و بلاغت به کسانی گفته میشود که سخنشان نه تنها درست و منطقی، بلکه جذاب و دلنشین نیز هست و شنونده را به تأمل وادار میکند. مهارت بلغا با استفاده از فنون مختلف کلامی و ادبی، مانند ایجاز، اطناب و صنایع لفظی، تقویت میشود و در خطابه، شعر، تعلیم و متون علمی و دینی اهمیت فراوان دارد. این افراد قادرند پیامهای اخلاقی، فلسفی یا اجتماعی را به گونهای منتقل کنند که مخاطب به آسانی معنا و مفهوم آن را درک کند. بلغا نشانگر اوج هنر کلام و توانایی در بیان رسا و شیواست و در تاریخ ادبیات فارسی و علوم دینی نمونههای برجستهای از آنان دیده میشود. به این ترتیب، این واژه نمادی از تسلط و چیرهدستی در سخنوری و فن بلاغت است که هم آموزنده و هم دلنشین است و جایگاه والایی در فرهنگ و ادب دارد.
بلغا
لغت نامه دهخدا
بلغا. [ ب ُ ل َ ] ( ص ) صورت مخفف متداول در فارسی بلغاء. رجوع به بلغاء شود.
فرهنگ عمید
= بلیغ
فرهنگ فارسی
( صفت اسم ) جمع بلیغ شیوا سخنان چیره زبانان زبان آوران سخنگزاران.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
بلغ (۷۷ بار)
جمله سازی با بلغا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 9 دريا و كنار دريا مى تواند محلّ مناسب و سالم و آماده اى براى آموزش و ملاقات هاى معنوى باشد. (فلمّا بلغا مجمع بينهما)