باقوم
لغت نامه دهخدا
باقوم. ( اِخ ) نام نجاری است. مولای سعیدبن عاص که منبر شریف ساخته اوست. ( از تاج العروس ) ( منتهی الارب ). صاحب قاموس الاعلام آرد: یکی از صحابه است و آزاد کرده سعیدبن العاص، در مدینه به نجاری اشتغال داشت.منبر حضرت پیغمبر را وی ساخت. پاره ای از احادیث از وی نقل کرده اند. ( از قاموس الاعلام ترکی ج 2 ص 1202 ).
فرهنگ فارسی
نام نجاری است
جمله سازی با باقوم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ثم نبتهل:) پس خداى را به تضرع و زارى بخوانيم و لعنت كنيم دروغزن را از ما و شما،هر كه دروغزن باشد عذاب به وى آيد. پس چون بر اين مقرر كردند كه هر دو طايفه باقوم خود ديگر روز به صحرا روند و مباهله كنند. اسقف ترسايان قوم خود را گفت: اگرفردا محمد با عامه صحابه بيرون آيد با وى مباهله كنيد و هيچ انديشه مداريد كه وى برحق نيست و اگر با خاصان خود
💡 اين آن چيزى است كه از جمله مورد بحث به دست مى آيد، الا اينكه از كلامى كه فرعون باقوم خود داشته و قرآن از او چنين حكايت مى كند: (انا ربكم الاعلى ) و همچنين از جملهديگرى كه گفت: (ما علمت لكم من اله غيرى ) بر مى آيد كه او براى خود معبودى اتخاذنكرده بوده، و تنها خود را معبود مردم مى دانسته است.