لغت نامه دهخدا
بارگ. ( اِخ ) قریه ای است به چهارفرسنگی میانه شمال و مغرب اصطهبانات. ( فارسنامه ناصری ).
بارگ. ( اِخ ) قریه ای است به چهارفرسنگی میانه شمال و مغرب اصطهبانات. ( فارسنامه ناصری ).
قریه ایست در اصطهبانات
بارگ، روستایی در دهستان هیت بخش مرکزی شهرستان قصرقند در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۱۱۲ نفر ( ۳۱ خانوار ) بوده است.
💡 فرود آمد به یک سو بارگی بست ره اندیشه بر نظارگی بست
💡 رها مکن که: به یک بارگی ز پای درآیم که در کمند تو دیگر چو من شکار کم افتد
💡 بر نفس خود سوار شو و بارگی مجوی بر نطع فقر واکش و برگستوان مخواه
💡 دل اندر پی رغبت خویش داشت سبک بارگی جست و بر داشت راه
💡 چو بنشست بر خاک تیره سنان برو بست مر بارگی را عنان
💡 تو گفتی که سرگین این بارگی به جاروب روبم به یکبارگی