گزافه کار

لغت نامه دهخدا

گزافه کار. [ گ ُ / گ ِ / گ َ ف َ / ف ِ ] ( ص مرکب ) گزافکار.تندرو. مسرف. مفرط. عبث کار. بیهوده کار:
اندر دوید و مملکت او بغارتید
با لشکری گزاف سپاهی گزافه کار.منوچهری.و رجوع به گزافه کاری شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنکه کارهای عبث کند بیهوده کار. ۲ - مبالغه کننده مفرط: اندر دوید و مملکت او بغارتید با لشکری گزاف و سپاهی گزافه کار. ( منوچهری ) ۳ - اسراف کننده مسرف.

جمله سازی با گزافه کار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گسیل کرد به کاری گزافه پور جوان بشد جوان و شد از مرگ او نوان رستم

💡 اندر دوید و مملکت او بغارتید با لشکری گران و سپاهی گزافه کار

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز