جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قلعه ها کنده و بنشانده بهر شهر سپاه جنگها کرده و بنموده بهر جای هنر
💡 در چین، میوه خرمالو پس از برداشت محصول روی سینیهای چوبی پوست کنده و خشک میشود.
💡 ببخشا بر تن و جانم در آنساعت که درمانم دل از جان کنده و با کندن جان کار افتاده
💡 ذلِکَ مِنْ أَنْباءِ الْقُری آن از خبرهای شهرها است نَقُصُّهُ عَلَیْکَ میگوییم و میخوانیم آن را بر تو مِنْها قائِمٌ هست از آن شهرها که بر پای هست اینز وَ حَصِیدٌ (۱۰۰) و لختی از آن دروده و کنده و نیست کرده.
💡 غارتگران آثار فرهنگی نیز بیرحمانه، سنگهای تاریخی گورستان را کنده و به جای دیگری منتقل میکنند.