کنده و رش

لغت نامه دهخدا

کنده و رش. [ک َ دَ / دِ وَ رَ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) فراز و نشیب بود که پشته پشته باشد اگر چه دشت بود. ( لغت فرس اسدی چ اقبال ص 221 ). پستی و بلندی. نشیب و فراز. زمین پشته پشته. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به کنده ( به معنی مطلق گودال ) و نیز رجوع به رش شود.

فرهنگ فارسی

فراز و نشیب بود که پشته پشته باشد اگر چه دشت بود. پستی و بلندی

جمله سازی با کنده و رش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قلعه ها کنده و بنشانده بهر شهر سپاه جنگها کرده و بنموده بهر جای هنر

💡 در چین، میوه خرمالو پس از برداشت محصول روی سینی‌های چوبی پوست کنده و خشک می‌شود.

💡 ببخشا بر تن و جانم در آنساعت که درمانم دل از جان کنده و با کندن جان کار افتاده

💡 ذلِکَ مِنْ أَنْباءِ الْقُری‌ آن از خبرهای شهرها است نَقُصُّهُ عَلَیْکَ می‌گوییم و میخوانیم آن را بر تو مِنْها قائِمٌ هست از آن شهرها که بر پای هست اینز وَ حَصِیدٌ (۱۰۰) و لختی از آن دروده و کنده و نیست کرده.

💡 غارتگران آثار فرهنگی نیز بیرحمانه، سنگ‌های تاریخی گورستان را کنده و به جای دیگری منتقل می‌کنند.

قلقلک یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز