فرهنگستان زبان و ادب
فزون آب
{rainfall excess, excess water} [علوم جَوّ] بخشی از بارش که به صورت رَواناب مستقیم به مجراهای آب می رسد متـ. بارندگی مؤثر effective rainfall بارش مؤثر 2 effective precipitation 2 توف باران خالص net storm rain
فزون آب
{rainfall excess, excess water} [علوم جَوّ] بخشی از بارش که به صورت رَواناب مستقیم به مجراهای آب می رسد متـ. بارندگی مؤثر effective rainfall بارش مؤثر 2 effective precipitation 2 توف باران خالص net storm rain
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون قطره دریا کش زبون اشک وی از دریا فزون دریای دل یک قطره خون یک قطره دریا ریخته
💡 همچنین نفوذ ترکان به حدی فزونی یافت که استبداد آنان در عمل را به دنبال داشت و متوکل را به فکر سرکوب قدرت آنان انداخت.
💡 چهبسا که اینگونه باجگزاریها در پایان روزگار هر دولت بهقدری افزایش مییابد که به نومیدی مردم از بازارها منجر میشود و این وضع اختلال و ویرانی اجتماع و آبادانی را اعلام میدارد و نتایجش به دولت بازمیگردد و همچنان باجها فزونی مییابد تا آنکه دولت مضمحل شود.
💡 قناعت از ملكات فضايل نفسانى است. مومن به حد كفاف قافع است. اما كفافى كه مقرونبه رضا و خشنودى است.قناعت ضد حرص و فزون طلبى است. حرص از صفات جهنم است. آنگاه كه به جهنم خطاب مى شود:
💡 ز گوهر دان نه از هستی فزونی اندر این معنی که جز یک چیز را یک چیز نبود علت انشا
💡 کردهای با خود حساب آنکه: چون مالم فزون شد در مراد دل بمانم شاد و آخر هم نمانی