لغت نامه دهخدا
زبان نازک کردن. [ زَ زُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از دقت در سخن گفتن. باریک سخن گفتن. موی شکافی کردن:
دانش به نسبت بر و روی که کرده ای
نازک چو برگ لاله زبان در ثنای گل.میرزا رضی دانش ( از آنندراج و بهارعجم ).
زبان نازک کردن. [ زَ زُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از دقت در سخن گفتن. باریک سخن گفتن. موی شکافی کردن:
دانش به نسبت بر و روی که کرده ای
نازک چو برگ لاله زبان در ثنای گل.میرزا رضی دانش ( از آنندراج و بهارعجم ).
کنایه از دقت در سخن گفتن باریک سخن گفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نورد با کلندر یک فرایند پرداخت است که برای پارچهها و فیبرها استفاده میشود. یک کلندر معمولاً برای صاف کردن، روکش دادن یا نازک کردن مواد استفاده میشود.
💡 یکی از روشهای متداول آنالیز تصویر در پردازش تصویر دیجیتال، نازک کردن مجموعههای دیجیتال نقاط به مقدار ایدهآل است.