دلالت منطقی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] «دلالت»؛ یعنی چیزی به گونه ای باشد که علم به وجود آن موجب انتقال ذهن به چیز دیگری شود مانند این که: به صدا در آمدن زنگ خانه می فهماند که کسی پشت در است. دلالت تقسیمات مختلفی دارد. یکی از این اقسام، دلالت التزامی است که خود دلالت التزامی به دلالت اقتضاء، دلالت تنبیه و به دلالت اشاره تقسیم می شود.
«دلالت»؛ یعنی چیزی به گونه ای باشد که علم به وجود آن موجب انتقال ذهن به چیز دیگری شود مانند این که: به صدا در آمدن زنگ خانه می فهماند که کسی پشت در است. در این مثال؛ صدای زنگ «دال» است، وجود شخص پشت در منزل «مدلول» است، و این خصوصیتی که در صدای زنگ، موجب انتقال ذهن شنونده به وجود شخص پشت در شد را «دلالت» گویند. دلالت تقسیمات مختلفی دارد از جمله: دلالت عقلی، دلالت طبعی، دلالت وضعی، دلالت تصوری، دلالت تصدیقی و... که هرکدام از این اقسام، خود تقسیمات دیگری دارند. دلالت های وضعی تقسیم به دلالت لفظی و غیر لفظی می شود، دلالت لفظی مانند دلالت لفظ آب بر مدلول آن، که همان آب واقعی و خارجی است و دلالت غیر لفظی همانند دلالت چراغ قرمز برای توقف در مکان های خاصی در خیابان ها. متکلم وقتی صحبت می کند، برای رساندن معنایی که در ذهن دارد، از همین الفاظ استفاده کرده و به مدلول و معنای آن اعتماد می کند. برای نمونه؛ اگر بخواهد بگوید: «آب گوارا می خواهم»، همین الفاظ (آب و...) را به کار می گیرد و شنونده نیز با تکیه بر معنای الفاظ، همین برداشت را از کلام متکلم دارد. به آنچه لفظ بر آن دلالت دارد؛ منطوق کلام گفته می شود. که در این مثال، منطوق کلام همان درخواست آب گوارا است. به چنین منطوق واضحی، اصطلاحا مدلول منطوقی صریح گفته می شود. در مقابل آن؛ مدلول منطوقی غیر صریح است که با تعریف انواع آن، بحث روشن تر می شود.
تقسیم بندی دلالت
پس آنچه بر منطوق و مدلول غیر صریح دلالت دارد در یک تقسیم بندی بر دو دسته است:
← دلالت تضمنی
۱. ↑ ملکی اصفهانی، مجتبی، فرهنگ اصطلاحات اصول، ج۱، ص۳۱۸، قم، نشر عالمه، ۱۳۷۹ش.۲. ↑ سبحانی، جعفر، الموجز فی اصول الفقه، ص۱۴۶، قم، مؤسسة الامام الصادق علیه السّلام، ۱۴۲۰ق.
...

جمله سازی با دلالت منطقی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 راسل، یکی از فیلسوفان برجستهٔ قرن بیستم به‌شمار می‌رود و «جنبش فلسفی مخالفت با ایده‌آلیسم» را در آغاز قرن بیستم رهبری می‌کرد. او را در کنار گوتلوب فرگه، جرج ادوارد مور و لودویگ ویتگنشتاین، از بنیان‌گذاران فلسفهٔ تحلیلی می‌دانند. او و آلفرد نورث وایت‌هِد به‌دنبال آن بودند که با تلاش بسیار و از راه منطق کلاسیک، بنیانی منطقی برای ریاضیات بنا کنند. مقاله فلسفی او با عنوان در باب دلالت را یکی از چهارچوب‌های فلسفه می‌دانند. کارهای او اثرات شگرفی بر ریاضیات، منطق، نظریه مجموعه‌ها، زبان‌شناسی، هوش مصنوعی، علوم شناختی، علوم کامپیوتر و فلسفه، به‌ویژه فلسفه زبان، معرفت‌شناسی و متافیزیک گذاشت.

💡 اصل، در ریاضیات دارای دو مفهوم متمایز است: «اصول منطقی» و «اصول غیرمنطقی». اصول منطقی معمولاً به بیانیه‌هایی گفته می‌شود که از نظر سیستم منطق صحیح هستند (برای مثال (الف و ب) دلالت بر الف دارد)، در حالیکه اصول غیرمنطقی (مانند الف + ب = ب + الف) بیانگر مفاهیمی ذهنی در مورد دامنهٔ یک نظریهٔ ریاضی خاص، می‌باشند (مانند حساب).

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز