لغت نامه دهخدا
( امید برآوردن ) امید برآوردن. [ اُ/اُم ْ می ب َ وَ/ وُ دَ ] ( مص مرکب )حاجت کسی را برآوردن. به آرزو رسانیدن:
تو هم بر دری هستی امّیدوار
پس امّید بردرنشینان برآر.( بوستان ).
( امید برآوردن ) امید برآوردن. [ اُ/اُم ْ می ب َ وَ/ وُ دَ ] ( مص مرکب )حاجت کسی را برآوردن. به آرزو رسانیدن:
تو هم بر دری هستی امّیدوار
پس امّید بردرنشینان برآر.( بوستان ).
( امید بر آوردن ) حاجت کسی را بر آوردن. به آرزو رسانیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همه مستغرق دریای امید همه در عشق ناپروای امید
💡 امید دُرّه (زادهٔ ۸ اوت ۱۹۹۹) بازیکن فوتبال اهل ایران است که در پست مدافع برای باشگاه فوتبال نود ارومیه بازی میکند.
💡 ز خامی دارم امید کشش ازکعبه کویی کز استغنانگیرد دامن رهرو مغیلانش
💡 یکی گفت، دوستی سه گونه است: دوستی خداوند عز وجل بدون آن که از امیدی بود یا بیمی. این دوستی را عذر و خیانت نمی آلاید.
💡 دست کوتاه مرا شد تخته مشق امید شانه تا دامان آن مشکین سلاسل را گرفت