تلقین دادن

لغت نامه دهخدا

تلقین دادن. [ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) تلقین کردن. ( یادداشت به خطمرحوم دهخدا ). تعلیم دادن. تفهیم کردن:
حدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد
همانا بی غلط باشد که حافظ داد تلقینم.حافظ.رجوع به تلقین و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

تلقین کردن. تعلیم دادن

جمله سازی با تلقین دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این به این دلیل است که آنها نمی‌خواهند زمان، انرژی و منابع خود را برای کودکی که مال آنها نیست به خطر بیاندازند. مردان برای به حداکثر رساندن اطمینان پدری ممکن است راهبردهایی برای کنترل انحصار شریک‌های زن خود اتخاذ کنند از خانه‌نشین کردن گرفته تا به بنده گرفتن، تلقین، تحت‌نظر قرار دادن، حرف درآوردن و استفاده از قوانین وراثت و دیگر قوانین.

💡 کاظم‌زاده در مجله ایرانشهر، محمدعلی جمال‌زاده در مجله علم و هنر، تقی‌زاده در مجله کاوه و دیگر سردمداران روشنفکر. گفتمان جدید را با حجم بالایی از نوشته‌ها و مقالات به جامعه تلقین می‌کردند و به ترویج لزوم استبداد منور و مرد آهنین برای سامان دادن به اوضاع پرداختند. روزنامه‌هایی از قبیل: ایران، ستاره ایران، کوشش، اطلاعات، ناهید، شفق سرخ مروج استبداد شدند. به گفته جان فوران، در حالی که مدرس به عنوان عمده‌ترین مخالف رضاخان همانند سدی در برابر استبداد او ایستادگی می‌کرد، تمامی روشنفکران، نویسندگان، دولتمردان و صاحبان مشاغل بالا تحت تأثیر رضاخان قرار گرفتند.

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز