به ائین

لغت نامه دهخدا

( به آئین ) به آئین. [ ب ِه ْ ] ( ص مرکب ) نیک سیر. نیک خصلت:
آن نکوطلعت و فرخنده امیر
آن به آئین و پسندیده سوار.فرخی.

فرهنگ فارسی

( به آئین ) نیک سیر. نیک خصلت

فرهنگ اسم ها

اسم: به آئین (پسر) (فارسی) (تلفظ: beh āi’n) (فارسی: به آئین) (انگلیسی: beh ain)
معنی: بهترین آئین، نیک سیرت، نیک خصلت

جمله سازی با به ائین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مدتی بعد و در سال ۱۸۴۷ میلادی، طاهره به دستور حاکم عثمانی عراق از عراق اخراج شد. او قصد داشت مستقیم به تهران و نزد شاه[کدام؟] برود و بخت خود را برای دعوت او به آئین خود آزمایش کند؛ ولی پدرش متوجه شد و کسانی را به استقبال او فرستاد تا از میانه راه او را به قزوین بازگردانند.

💡 روز عمر آمد به پیشین ای دریغ کار بر نامد به آئین ای دریغ

💡 به یزدان دادار و از تخت عاج به اقبال شاه و به آئین تاج

💡 در سمت راست در حاشیه به آئین سکه‌های خسرو پرویز کلمه «اپد» را به خط پهلوی می‌بینیم که حکایت از آبادانی می‌کند و در مقابل آن خط پهلوی «نوجین» بمعنی «ضرب جدید یا تاریخ جدید» به چشم می‌خورد.

💡 سر آن زلف ببرند به آئین و رواست که پریشانی یک شهر به زیر سر اوست

💡 بازگرداندن رنگ پرچم کشور از سرخ به سه رنگ سنتی سرخ، سیاه و سبز، مشارکت اقوام در سطوح مختلف نظام و احترام به آئین‌های مذهبی از کارهایی بود که او به همین هدف و برای جلب حمایت مردم روی دست گرفت.

خطا یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز