بل گیری

لغت نامه دهخدا

بل گیری. [ ب ُ ] ( حامص مرکب ) عمل بل گرفتن. ( از فرهنگ لغات عامیانه ). رجوع به بل گرفتن شود.

فرهنگ فارسی

عمل بل گرفتن

جمله سازی با بل گیری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زور بازوی نزاکت عرض عزت می برد پنجه با خورشید اگر گیری به استغنا مگیر

💡 عشق عالمسوز دل را از زمین گیری رهاند سوختن شد باعث نشو و نما این دانه را

💡 جز خمار باده جان چشم را تدبیر نیست باده جان از که گیری زان دو چشم پرخمار

💡 کافری را گر، ز رحمت دست گیری می تواند او شفاعت خواه خلق اوّلین و آخرین شد

💡 اهالی روستا با اهالی روستای به آباد صالح رابطه خویشاوندی داشته که همین امر موجب شکل گیری طایفه صالح شده است.

💡 تو و زلف گره گیری که نتوان دید در چنگش من و خواب پریشانی که نتوان کرد تعبیرش

الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز