شفاعت خواه

لغت نامه دهخدا

شفاعت خواه. [ ش َ ع َ خوا / خا ] ( نف مرکب ) شفاعت خواهنده. شفیعشونده. درخواست بخشایش کننده.خواهشگر. شافع. شفیع. ( یادداشت مؤلف ):
اگر محمد اندر مقام محموداست
گناه امّت خود را ز حق شفاعت خواه...سوزنی.راهنمای خلق به طریق هُدی و شفاعت خواه امت به روز جزاست. ( فارسنامه ابن البلخی ص 1 ).
هر چه بفرستی به رسوایی کشد
دل شفاعت خواه رسوایی فرست.خاقانی.مرقعبرکش نرماده ای چند
شفاعت خواه کارافتاده ای چند.نظامی.

فرهنگ فارسی

شفاعت خواهنده شفیع شونده

جمله سازی با شفاعت خواه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دمی ای صدر دین عطار را باش شفاعت خواه او شو کار را باش

💡 گه آن با این عتاب اندیش گشتی شفاعت خواه جرم خویش گشتی

💡 نفس و شیطان زد کریما راه من رحمتت باشد شفاعت خواه من

💡 گر نه او باشد شفاعت خواه تو کی شود نور یقین همراه تو

💡 شفاعت خواه بادا پیش داور براق و دلدل او را روز محشر

💡 نه ز دردش هیچ کس آگاه بود نه کسش آنجا شفاعت خواه بود

متریال یعنی چه؟
متریال یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز