ابراهیم ابن صوفی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] اِبْن ِ صوفی، ابراهیم بن محمد (د بعد از ۲۶۰ق / ۸۷۴م )، از علویان و از نسل عمر بن علی بن ابی طالب (علیه السلام) که در عهد احمد بن طولون (د ۲۷۰ق / ۸۸۳م ) در مصر طغیان کرد.
از ابن صوفی تا پیش از شورش وی در ۲۵۳ق / ۸۶۷م در صعید مصر اطلاع چندانی در دست نیست، اما به احتمال بسیار وی از سران علویانی بود که از بیداد خلفای عباسی به ویژه متوکل به مصر روی آورد. با اینهمه پناهندگان در مصر نیز از فشار خلفا آسوده نماندند. متوکل در نامه ای از والی مصر خواست تا علویان را بیرون براند. از آن پس منتصر نیز در پی آن بود که علویان را در مصر از حقوق اجتماعی و اقتصادی محروم گرداند. از این رو علویان در اواسط قرن سوم مکرر دست به شورش زدند. از میان این قیام ها، شورش ابن صوفی به سبب گستردگی و تداوم آن از اهمیت بیشتری برخوردار است.
قیام بر ضد ابن طولون
ابن صوفی قیام خود را با دعوت به نام خاندان پیامبر (صلی الله علیه و اله وسلم) آغاز کرد. در ۲۵۵ق / ۸۶۹م شهر اسنا را گشود و در آن جا دست به کشتار و غارت زد و شورش خود را به شهرهای دیگر گسترانید. احمد بن طولون والی مصر، سپاهی را به مقابله وی گسیل داشت. در پی جنگی که در ربیع الاول ۲۵۶/ فوریه ۸۷۰ در محلی به نام هُو (امروزه هِو) روی داد. ابن صوفی سپاه مصر را شکست داد و فرمانده آن را اسیر کرد و به دار آویخت. آنگاه ابن طولون سپاه دیگری روانه کرد. این بار ابن صوفی در جنگی که در ربیع الاخر همان سال در ناحیه اخمیم در گرفت، شکست خورد و بسیاری از سپاهیانش کشته و پراکنده شدند و خود به نخلستان ها گریخت.
شورش دوباره
دو سال بعد ابن صوفی بار دیگر در مصر شورید. او در ۲۵۹ق مردمان بسیاری را که دعوت او را پاسخ گفته بودند، به شهر اشمونین برد. ابن طولون، سردار دیگری را برای سرکوبی او فرستاد. وی ابن صوفی را در حالی که به طرف اسوان می رفت تا با ابوعبدالله العُمَری بجنگد، مشاهده کرد. ابوعبدالله، عبدالله بن عبدالحمید از نسل عبدالله بن عمر بن خطاب موفق شده بود بجاوی ها را که به سرزمینهای اسلامی می تاختند، سرکوب کند و نفوذ و قدرت بسیاری در میان سنّیان مصر به دست آورد. در جنگی که روی داد، ابن صوفی به سختی شکست یافت. به این ترتیب نیروهای سنی مذهب که به طور عمده ترک نژاد یا سیاه پوست بودند، تفوق به دست آوردند.
فرار به مکه
...
جمله سازی با ابراهیم ابن صوفی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرزند دیگر مخنف به نام محمد هم در صفین حضور داشت و از همراهی او با برادرش عبدالرحمن نیز سخنی به میان آمدهاست. از عبدالله بن مخنف نیز ابراهیم ابن محمد ثقفی در خبری یاد کرده و گویا وی دست کم تا سال ۷۷ قمری زنده بوده است. حبیب فرزند دیگر مخنف احادیثی از طریق پدرش نقل کرده است. دربارهٔ فرزند دیگر او سعید که پدربزرگ ابومخنف بود، هیچگونه آگاهی در مآخذ موجود دیده نمیشود. یحیی پدر ابومخنف را نیز تنها از طریق چند روایتی که ابومخنف در برخی حوادث تاریخی از او نقل کرده، میشناسیم و واپسین زمان آن روایات مربوط است به سال ۹۶ قمری.
💡 دکتر منوچهر ستوده در کتاب از آستارا تا آسترآباد مینویسد: از گذشته شاندرمن اطلاعی در دست نیست و نام این بخش در کتب جغرافیایی و تاریخی به چشم نمیخورد. دهکده بیتَم که تا امروز بر جای است در سال ۱۳۳۱ قمری یعنی زمانی که رابینو کتاب گیلان خود را مینوشت حاکمنشین این بخش بودهاست و از شاندرمن دو راه به خلخال میرود: راه دهکده شال خلخال که از لَچور و کوهسار و خشکه دریا و سرخ سنگان (سرَسی) میگذرد. راه کلور که از روخنَه سَر و پایین لَچور و اَمرادول و آویجَه پاسَر و الَنزَه و سیا بیل و گدوک میگذرد. وی با قرار دادن بقعه امامزاده شفیع ابن موسی الکاظم (ع) در دهکده قشلاقنشین امامزاده شفیع شاندرمن، بقعه پیران بَست در پَلَنگَ سرای شاندرمن، بقعه آقا سید ابراهیم ابن موسی ابن جعفر (ع) در شاندرمن و بقعه ملا محمد در وزمَتَر شاندرمن در آثار و بناهای تاریخی شاندرمن در تشریح این بقعهها مینویسد: