اب نشاط

لغت نامه دهخدا

( آب نشاط ) آب نشاط. [ ب ِ ن َ / ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مذی. ( زمخشری ) ( ربنجنی ). || نطفه.

فرهنگ معین

( آب نشاط ) (بِ نَ ) [ فا - ع. ] (اِمر. ) منی.

فرهنگ فارسی

( آب نشاط ) ( اسم ) منی آب مرد.
نطفه

جمله سازی با اب نشاط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز اشتیاق تو بر هم زدم دو عالم را به این نشاط، دو کف دیگری بهم نزده است

💡 آرامش و رفع خستگى حاصل گردد، و انسان حيات و نشاط و نيروى تازهاى پيدا كند.

💡 در شادی و نشاط همه روزگار تو خوش‌تر ز عید باد و ز نوروز و مهرگان

💡 از بهار نارنج عرق تهیه می‌شود که طبیعتی گرم دارد. این عرق اشتهاآوری قوی بوده و برای رفع ضعف اعصاب، غم و افسردگی مفید است؛ همچنین نشاط‌آور است و در تسکین ناراحتی‌های سینه و تپش قلب نیز مؤثر است.

💡 شیرین به کام‌جویی و پرویز در نشاط غافل ز خون که از دل فرهاد می‌رود

💡 مهرداد نشاطی ملکیانس، زندانی عقیدتی-سیاسی می‌گوید که ارمنی بود؛ ولی بعدها کمونیست (عضو سازمان چریک‌های فدایی خلق) شد، با شلاق، شکنجه می‌شد تا نماز بخواند.