روزبهان بَقْلی شیرازی (فسا ح ۵۲۵ ـ ۶۰۶ ق) صوفی ایرانی. در شیراز تربیت یافت و علوم ظاهری و باطنی را آموخت. او گاهِ وجد و سکر، کلام خارج از عرف به زبان می راند و به علت همین شطح گفتن به شیخ شطّاح معروف بود. دکانی داشت که در آن بَقْل (سبزی ای که از تخم روید) می فروخت و به همین سبب به بَقْلی معروف شد. از شیخ سراج الدین محمود خرقه گرفت و مدتی نزد فقیه ارشدالدین نیریزی شاگردی کرد. بعد از آن در مسجد جامع عتیق شیراز به ارشاد مردم پرداخت. بهاءالدین یزدی، علی لالا، ابوالحسن کرد، شیخ ابوالقاسم خاوی و ابوالفتح نیریزی از مشایخی بودند که در محضر وی حاضر می شدند. از وی تألیفاتی در تفسیر، فقه، حدیث، اصول و تصوّف به جای مانده است که از آن جمله اند: عَبهَرالعاشقین؛ العقائد؛ حقایق الاخبار؛ مشرب الارواح؛ لوامع التوحید؛ رسالة النفس فی روح القدس؛ شرح شطحیات؛ سیر ارواح؛ صفوة مشارب العشق؛ الانوار فی کشف الاسرار.
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] ابومحمد بن ابی نصر بن روزبهان فسایی شیرازی روزبهان بَقْلی،، معروف به «شیخ شطّاح» و «شطّاح فارس»، عارف و دانشمند سده ششم و هفتم و سرسلسله روزبهانیان بود. دودمان بقلی از دیلمیان مقیم فارس بوده اند و از نسبت «بَقلی» بر می آید که روزبهان مدتی به فروش «بقُول» (سبزی و تره بار) اشتغال داشته است. اشتهار او به شطاح نیز به دلیل شطح گویی بسیار او و توضیح و توجیه آن، و دفاع از شطحیات صوفیان بوده که در آثار وی نیز نمایان است وی در ۵۲۲ در فسا به دنیا آمد و به گفته خودش، در میان نادانان، گمراهان و میخوارگان پرورش یافت در مکتب به آموختن قرآن پرداخت و در محضر دانشمندان عصر به فراگرفتن علوم متداول مشغول شد. از همان اوان زندگی تمایلات عرفانی داشت تا این که در ۲۵ سالگی از خلق برید و در کوههای اطراف شیراز به عبادت و ریاضت پرداخت و قرآن را از برکرد نخستین مرشد روزبهان بَقْلی و نزد نخستین مرشد خود، شیخ جمال الدین فسایی، رفت و سپس به محضر یکی از زهاد کُرد به نام جاگیر (متوفی ۵۹۱) رسید که در سامره می زیست و از شیخ سراج الدین محمود بن خلیفه (متوفی ۵۶۲)، که خرقه او با دو واسطه به شیخ ابواسحاق کازرونی می رسید. خرقه گرفتن روزبهان بَقْلی از شیخ ابوالصفا بقلی در سفر حج، که مریدانش همراه وی بودند از شیخ ابوالصفا در واسط خرقه گرفت و پس از حج به مصر و شام رفت و سرانجام به شیراز بازگشت و باقی روزگار خود را به تدریس، تربیت مریدان و نگارش کتاب گذرانید. اساتید روزبهان بَقْلی ...
جمله سازی با روزبهان بقلی شیرازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 افزون بر یادگیری علوم نقلی و عقلی از راه مطالعهٔ آثار شاعران، با استناد به مقدمهٔ جامع دیوان و خود دیوان حافظ، بخشی از تحصیل وی فراگیری علوم نقلی و عقلی بوده و حتی برخی از این علوم مانند کشاف را تدریس میکردهاست. دادبه میگوید کشاف فراتر از ویژگی ادبی، در حوزهٔ علم کلام و نیز دیدگاه معتزله اثری مهم است. از سویی آگاهی از دیدگاههای معتزله نیازمند آشنایی با فلسفه است و تنها فردی عربیدان، ادیب، قرآنشناس و آشنا به فلسفه و کلام میتواند تدریسِ این کتاب کند. از سوی دیگر، قاضی عضدالدین ایجی، بنیانگذار مکتب فلسفی شیراز و احیاگر فرهنگ اسلامی در سدهٔ هفتم ه.ق — که بهگمان بسیار، استاد حکمت و کلام برای حافظ بودهاست — کتاب مواقف را نوشت. معروفترین شرح بر این کتاب، شرح میر سید شریف جرجانی است که احتمالاً همدرس حافظ بودهاست. این موضوع نیز تأییدکنندهٔ آگاهی حافظ از فلسفه و کلام است. «مطالعهٔ مطالع» نیز دلیلی بر آگاهی حافظ بر حکمت و فلسفه است. منظور از مطالع چه طوالع الانوار من مطالع الانظار اثر قاضی بیضاوی در موضوع حکمت باشد، و چه شرح مطالع قطبالدین رازی در منطق، این آگاهی را تأیید میکند. در آشنایی با عرفان نیز، دیوان حافظ مهمترین منبع است. مطالعهٔ آثار عرفانی مانند آثار روزبهان بقلی شیرازی، نویسندهٔ شرح شطحیات و عبهر العاشقین و نیز مرصاد العباد میتواند این آگاهی را تأیید کند.
💡 فلاسفه نوافلاطونی و عارفان مسلمان اعتقاد داشتند که آدم و حوا از دو ترکیب خرد و جسم آفریده شدند. به اعتقاد این فیلسوفان، در سلسله مراتب این ترکیب، خرد در جایگاه بالاتری نسبت به جسم قرار دارد. برداشت نمادین میان عارفان نیز رایج بوده و از قرن چهارم هجری، داستان آدم را نه به صورت ساده اولیه، بلکه به زبان رمز و راز تفسیر میکردند. حسین منصور حلاج با توجه به حدیث «خلقالله آدم علی صورته» (منسوب به محمد)، اعتقاد داشت الله آدم را به صورت خداگونه آفریده است. ابومحمد روزبهان بقلی شیرازی بر آن بود که آدم نمونه نوع بشر و آینه جمال الله است؛ پس سالک نیز باید به دنبال آن باشد که آینه خدا باشد. روزبهان «آموختن نامها» را به معنای فراگرفتن علم لدنی تعبیر میکرد. ابن عربی عمق بیشتری به برداشت نمادین و تاویلی داده و میگوید پیش از آفرینش آدم، هر موجودی مظهر یکی از صفات الهی بود اما آدم مظهر تمام صفات خداست. محمود شبستری آدم را «رمز حقیقت انسانی» میداند.