توریک
لغت نامه دهخدا
توریک. [ ت َ ] ( ع مص ) حیال ورک گردانیدن رسن و پالان را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بر سرین ستور برنشستن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بر سرون ستورنشستن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). || دوتا کردن پا بر ستور و بر یک سرین نشستن بر زین. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). یک سرون بر زین نهادن. ( تاج المصادر بیهقی ). سرون بر پشت ستور نهادن. ( زوزنی ). || درگذشتن از کوه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). لبید گوید: و ورکن بالسوبان یعلمون متنه؛ ای عدلن. ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ). || توانا شدن بر کاری. || واجب ولازم گردانیدن چیزی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || گناهی بر کسی نهادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). گناه بر دیگری نهادن. یقال: ورّک فلان ذنبه علی غیره. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ): من ورک ذنبه علی اﷲ فقد کفر. ( اقرب الموارد ). || در یمین نیت کردن حالف خلاف نیت مستحلف. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با توریک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از دستگیری تارا و کلی، جکس میکوشد تا سامکرو را در کنار یکدیگر نگه دارد. توریک با پیشنهاد معامله در قبال لو دادن سام۹کرو به سراغ تارا و کلی میرود که در ابتدا هر دو آن را رد میکنند، ولی بعداً کلی پس ازینکه او را داخل زندان عمومی قرار دادند و اطمینان از کشته شدنش توس مزدورهای دیمون پوپ، کمکم نرم میشود. جویس پس از کمک به جابهجایی بابی، که از نائبرئیسی استعفا داده بود، به چارمینگ بازمیگردد که باعث عصبانیت چیبز میشود چون باور دارد که جویس به اندازه کافی برای صحبت با پلیس تنبیه نشدهاست و در نهایت او را کتک میزند. با مرگ کلی، داستان عشقی جما و نیرو قویتر میشود. تارا به قتل میرسد و اوضاع باشگاه به کل تغییر میکند.
💡 هندسهٔ گسسته همپوشانیِ زیادی با هندسه محدب و هندسه محاسباتی دارد و ارتباط زیادی با هندسه متناهی، بهینهسازی ترکیبیاتی، هندسه دیجیتال، نظریه گراف هندسی، توپولوژی ترکیبیاتی، تنوع توریک، هندسهٔ دیفرانسیل گسسته دارد.