بیابان یخ
مترادفها
کویر یخزده
فرهنگستان زبان و ادب
{ice desert} [جغرافیا، علوم جَوّ] هر پهنۀ قطبی با پوشش دائمی یخ یا برف، بدون هیچ پوشش گیاهی، به جز برف سرخ یا برف سبز گاه به گاه
ویکی واژه
هر پهنۀ قطبی با پوشش دائمی یخ یا برف، بدون هیچ پوشش گیاهی، بهجز برف سرخ یا برف سبز گاهبهگاه.
جمله سازی با بیابان یخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منی و باک دو تن از دربندهای زندانی در آلاسکا با فریفتن نگهبان میگریزند و با رساندن خود به خط آهن ویرجینیا، سوار قطاری میشوند که لوکوموتیورانش سکته میکند و بدون سکان دار در بیابان یخ زده میتازد…