لغت نامه دهخدا
اهمال کار. [ اِ ] ( ص مرکب ) کسی که در کارها درنگی کند و تکاهل ورزد و از پی کار نرود. ( ناظم الاطباء ). خوارکار. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).بی مبالات در کار. مسامحه کار. آنکه کار را رها کند.
اهمال کار. [ اِ ] ( ص مرکب ) کسی که در کارها درنگی کند و تکاهل ورزد و از پی کار نرود. ( ناظم الاطباء ). خوارکار. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).بی مبالات در کار. مسامحه کار. آنکه کار را رها کند.
کسی که در کارها درنگی کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ساخت داروها و اهمال کاری شرکت او موجب مرگ برخی بیماران میشود.