لغت نامه دهخدا
اهمال کاری. [ اِ ] ( حامص مرکب ) خوارکاری. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). عمل اهمال کار. درنگی کردن در کار و از پی آن نرفتن. رجوع به اهمال کار شود.
اهمال کاری. [ اِ ] ( حامص مرکب ) خوارکاری. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). عمل اهمال کار. درنگی کردن در کار و از پی آن نرفتن. رجوع به اهمال کار شود.
خوار کاری. عمل اهمال کار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ضعف در خودتنظیمی هیجانی، یکی از اصلیترین دلایل بروز اهمال کاری میباشد.
💡 افزایش تعداد نقاط انتخاب با احتمال وقوع اهمال کاری رابطه مستقیم دارد. فرد تعللکننده در هنگام اهمال کاری پیامدهای درازمدت این رفتار را نادیده میگیرد، در عین حال که وی همچنان معتقد است که انتخاب ممکن است، گاهی اوقات جهت فرار از انجام کار به سراغ انجام کار های مطلوب دیگر برود.
💡 به دلیل مشغولیت فرد به مصرف، معمولا زمان لازم جهت انجام مسئولیتهای فردی، خانوادگی و شغلی را نداشته و مجبور به کم کاری و اهمال کاری می شود که همین امر به مرور زمان فرد را تبدیل به شخصی مسئولیت گریز می کند و این رفتار مخرب در عملکردهای فرد آسیب ایجاد می کند.
💡 فجایع صنعتی رویدادهایی هستند که بر اثر اهمال کاری یا تصادف در شرکتهای صنعتی به وقوع میپیوندند. رودیدادهایی که باعث ضرر، آسیب زیستمحیطی و مرگ بسیاری میشوند.