فرهنگستان زبان و ادب
{apparent horizon} [مهندسی نقشه برداری] خط نامنظمی که در امتداد آن پرتوهای گسیل شده از نقطۀ مشاهده مماس بر سطح زمین باشد متـ. افق محلی local horizon افق مرئی visible horizon
{apparent horizon} [مهندسی نقشه برداری] خط نامنظمی که در امتداد آن پرتوهای گسیل شده از نقطۀ مشاهده مماس بر سطح زمین باشد متـ. افق محلی local horizon افق مرئی visible horizon
خط نامنظمی که در امتداد آن پرتوهای گسیلشده از نقطۀ مشاهده مماس بر سطح زمین باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۱۷۸۴، جان میچل پیشنهاد نمود که در مجاورت با اشیاء فشرده سنگین، گرانش ممکن است به حدی قوی باشد که حتی نور هم قادر به فرار کردن از آن نباشد. در آن زمان، نظریه گرانش نیوتونی و نظریه ذرهای نور غالب بودند. در این نظریات، اگر سرعت فرار شیء از سرعت نور عبور کند، آنگاه نوری که از درون آن نشأت میگیرد، ممکن است موقتاً فرار کند، اما در نهایت مجبور به بازگشت خواهد بود. در ۱۹۵۸، دیوید فینکلشتاین از نسبیت عام بهره جست تا تعریفی سختگیرانه تر از افق رویداد یک سیاهچاله موضعی ارائه نماید، بدین صورت که در این نوع سیاهچالهها، افق رویداد مرزی است که فراتر از آن رویدادها قادر به هیچ نوع اثرگذاری روی ناظر بیرونی نخواهند بود. این تعریف منجر به تناقضات اطلاعاتی و دیوار آتشین شد، که به ارزیابی مجدد مفهوم افقهای رویداد موضعی و سیاهچالهها انجامید. سپس، نظریات گوناگونی توسعه یافتند که برخیشان افق رویداد داشتند درحالی که بقیه فاقد آن بودند. استیون هاوکینگ، که یکی از توسعهدهندگان پیشرو در ارتباط با نظریات توصیف گر سیاهچالهها بود، پیشنهاد کرد که باید به جای افق رویداد، مفهوم «افق ظاهری» به کار برده شود، او میگفت که «فروپاشی گرانشی، منجر به تولید افق ظاهری میشود، نه افق رویداد». در نهایت نتیجه گرفت که «در این طرز تفکر که سیاهچاله به معنای عدم توانایی نور در فرار به بی نهایت است، عدم وجود افقهای رویداد، به این معنا خواهد بود که هیچ سیاهچالهای بهوجود نمیآید.» قصد او انکار وجود سیاهچالهها نبود، بلکه صرفاً میخواست بی اعتمادیش را نسبت به تعریف سختگیرانه مذکور از افق رویداد را بیان نماید.