عمور

لغت نامه دهخدا

عمور. [ ع ُ ] ( ع مص ) لازم گرفتن شخص، مال یا منزل خود را. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). عَمارة. رجوع به عمارة شود. || پرستیدن پروردگار خود را و روزه داشتن. || بجا آوردن و خواندن نماز. گویند: عمر رکعتین؛ یعنی دورکعت نماز خواند. || زیارت کردن خانه خدای را. || عمره آوردن. ( از منتهی الارب ).
عمور. [ ع ُ ] ( ع اِ ) ج ِ عَمر. رجوع به عَمر شود. || ج ِ عُمر. رجوع به عُمر شود. || ج ِ عَمرو. رجوع به عَمرو شود.

فرهنگ فارسی

جمع عمر جمع عمور

جمله سازی با عمور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حورات عمورین (به عربی: حورات عمورین) یک روستا در سوریه است که در ناحیه مرکزی سقیلبیه واقع شده‌است. حورات عمورین ۳٬۱۴۳ نفر جمعیت دارد.

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز