لغت نامه دهخدا
سجز. [ س َ ] ( اِخ ) نام سجستان که اقلیمی است. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). رجوع به سیستان و سجستان شود.
سجز. [ س َ ] ( اِخ ) نام سجستان که اقلیمی است. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). رجوع به سیستان و سجستان شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طبق آخرین آمار و بر اساس سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵ جمعیت شهر سجزی بالغ بر ۵٬۰۶۳ نفر مشتمل بر ۲٬۵۵۱ نفر مرد و ۲٬۵۵۱ نفر زن میباشد. همچنین این شهر دارای ۱٬۶۱۸ خانوار میباشد.
💡 ابراهیم سجزی سیستانی، از دانشمندان سیستانی قرن اول هجری قمری است. ابراهیم در سال شصت هجری قمری، پانزده حرف از حروف اوستایی در خط «مسند» را، به جای حروفی در خط کوفی، بکار برد. وبرای آن اصول وقاعدهای ترتیب داد که به مراتب از خط مسند آسانتر بود. بدین ترتیب ابراهیم سجزی مخترع خط معقلی بهشمار میرود.
💡 این چهار اثر تاریخی هسته اولیه تشکیل شهر سجزی میباشد که محله جنب سقاخانه جزء اولین محلات شهر سجزی میباشد.
💡 قرار گرفتن شهر سجزی در منطقه کویری و محدودیت منابع آبی منطقه که برای کشاورزی از منابع زیرزمینی نظیر قنات و چاه تأمین میگردد موجب گردیدهاست خشکسالیها و نزولات کم در منطقه کشاورزی این منطقه را دچار مشکلات عدیده نماید. عمده محصولات کشاورزی منطقه عبارت است از گندم، جو، چغندر قند و عمده تولیدات باغی آن محصول پسته میباشد.