لغت نامه دهخدا
ریسان. ( نف، ق ) در حال ریشتن ( رشتن ). ( یادداشت مؤلف ). رجوع به ریسیدن و رشتن شود.
ریسان. [ رَ ی َ ] ( ع مص ) رَیس. ( ناظم الاطباء ). خرامیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ). رجوع به ریس شود.
ریسان. ( نف، ق ) در حال ریشتن ( رشتن ). ( یادداشت مؤلف ). رجوع به ریسیدن و رشتن شود.
ریسان. [ رَ ی َ ] ( ع مص ) رَیس. ( ناظم الاطباء ). خرامیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ). رجوع به ریس شود.
ریس. خرامیدن.
شهر ریسان ( به روسی: Рисан ) در کشور مونته نگرو واقع شده است. جمعیت این شهر ۲٫۰۹۰ نفر است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تپه کنی حصل مربوط به عصر مفرغ است و در شهرستان دالاهو، بخش مرکزی، دهستان بیونیج، ۴۳۰ متری شمال غرب روستای ریسانی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۲۴۹۰ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 تپه ریسانی مربوط به عصر مفرغ است و در شهرستان دالاهو، بخش مرکز ی، دهستان بیونیج، روستای ریسانی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۲۴۹۱ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.