رداءه

لغت نامه دهخدا

( رداءة ) رداءة. [ رَ ءَ ] ( ع مص ) تباه و فاسد شدن و فاسد گردیدن. ( ناظم الاطباء ). فاسد و زبون شدن وتباه گشتن. ( از منتخب و صراح اللغة از غیاث اللغات )( آنندراج ). تباه شدن. ( صراح اللغة ) ( منتهی الارب ) ( از المنجد ) ( آنندراج ). بد شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). فاسد شدن. و صفت آن رَدی است. ( از اقرب الموارد ).
رداءة. [ رَ ءَ ] ( ع اِمص ) ردائت. ردأت. تباهی و فساد. ( ناظم الاطباء ). قباحت. بدی. مقابل جودت و خوبی. ( یادداشت مؤلف ). تباهی. ( مجمل اللغة ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

جمله سازی با رداءه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 600 - قال ابو عبدالله عليه السلام:قال رسول الله صلى الله عليه و آله: ان اعظم الكبر عمص الخلق و سفه الحق قلت و ماغمص الخلق و سفه الحق قال: يجهل الحق و يطعن على اهليه فمنفعل ذلك فقد نازع الله عزوجل رداءه.

💡 574 - عن ابى عبدالله عليه السلام فى وصيته لاصحابهقال: و اياكم و العظمه و الكبر فان الكبر رداء اللهعزوجل فمن نازع الله رداءه قصمه الله و اذله يوم القيامه.

💡 457-  (( ان اعظم الكبر غمص الخلق و سفه الحق.قال: قلت: و ما غمص الخلق و سفه الحق ؟ قالتجهل الحق و تطعن على اهله. فمن فعل ذلك فقد نازع الله (عز وجل ) رداءه ) )) (منية المريد، ص 158. الكافى 3/424).

دورادور یعنی چه؟
دورادور یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز