دیریاب

این واژه در زبان فارسی یک صفت مرکب است که معانی گوناگونی دارد و در متون کهن و فرهنگ‌های لغوی به چند مفهوم اصلی به کار رفته است. در یک معنای نخست، «دیریاب» به فردی گفته می‌شود که در فهم و درک مطالب کندذهن یا دیرفهم است و به آسانی مقصود را دریافت نمی‌کند. در این کاربرد، این واژه معادل‌هایی مانند کندذهن، کندفهم، کورذهن و بطی‌الادراک دارد و ناظر به ضعف در سرعت پردازش ذهنی است. در معنای دوم، «دیریاب» به چیزی اطلاق می‌شود که به سختی پیدا یا به دست می‌آید و در دسترس بودن آن آسان نیست. در این حالت، مفهوم آن نزدیک به نادر، کمیاب، صعب‌الحصول و دشواریاب است و بر کمیابی یا دسترسی دشوار دلالت دارد. همچنین در برخی کاربردهای ادبی، «دیریاب» برای توصیف چیزی به کار می‌رود که دیر به دست می‌رسد یا دیر حاصل می‌شود. در چنین بافتی، واژه بیشتر بر تأخیر در حصول یا تحقق یک امر دلالت دارد و جنبه زمانی پیدا می‌کند. در کاربردی دیگر و کمتر رایج، «دیریاب» می‌تواند به چیزی اشاره داشته باشد که دوام و ماندگاری طولانی دارد و زود از میان نمی‌رود. این تنوع معنایی نشان می‌دهد که این واژه هم در حوزه شناخت ذهنی و هم در حوزه ارزشمندی و دسترسی اشیاء کاربرد داشته است. در مجموع، این کلمه واژه‌ای چندمعنا است که بسته به متن می‌تواند به کندفهمی، کمیابی، دشواری دسترسی یا دیرپایی اشاره کند.

لغت نامه دهخدا

دیریاب. [ رْ ] ( نف مرکب ) کندذهن. کودن. کورذهن. بلید. کندفهم. بطی الادراک. کند. مشکل فهم. دیرفهم. دیر دریابنده:
کسی را که مغزش بود با شتاب
فراوان سخن باشد و دیریاب.فردوسی.دل تیره ز اندیشه دیریاب
همی تخت شاهی نمودش بخواب.فردوسی.دیریاب است تا کی این گله دزد
بجهان دم مزن ز لی و ز لک.ابو لیث طبری ( از یادداشت دهخدا ). || ( ن مف مرکب ) کم یاب. تنگ یاب. نادر. دشواریاب. عزیز. شاذ. که دیر بدست افتد. که دیر توان یافتن. صعب الحصول. که کم پیدا شود.مقابل زودیاب:
به لسانش نگر که چون بلسان
روغن دیریاب میچکدش.خاقانی. || ( نف مرکب ) بسیار دوام کننده. طولانی:
همی گشت گردون شتاب آمدش
شب تیره را دیریاب آمدش.فردوسی.

فرهنگ عمید

آنچه دیر پیدا شود، آنچه به دشواری به دست آید.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنچه که دشوار بدست آید صعب الوصول مقابل زود یاب.

جمله سازی با دیریاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیدم تو را همچون شراب اول شدی شرآخر آب ای آب خضر دیریاب اندر سبوی کیستی

💡 شد سال نو، زدست مده باده ی کهن کین آب زندگی است در ایام، دیریاب

💡 ای مسلمانان فغان از فتنه‌های علم و فن اهرمن اندر جهان ارزان و یزدان دیریاب

💡 در همایون ساعتی فرخنده چون عهد شباب در بهین روزی چو روز وصل خوبان دیریاب

رسا یعنی چه؟
رسا یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز