دیده ور

لغت نامه دهخدا

دیده ور. [ دی دَ / دِ وَ ] ( ص مرکب ) صاحب دیده. با بینائی. مقابل کور. صاحب چشم. بصیر. بیننده. ( یادداشت مؤلف ). بینا. ( شرفنامه منیری ).ابصار، دیده ور گردانیدن. ( منتهی الارب ):
گردد ز چشم دیده وران ناپدید
اندر میان سبزه به صحرا سوار.فرخی.دیده ور پل بزیر گام کند
کور بر پشت پل مقام کند.سنایی.چشمها دیده ور ز دیدارش.سنایی. || ( مجازاً ) واقف به اسرار. ( شرفنامه منیری ). مطلع. آگاه. صاحب بینش و مرد حقیقت بین. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). درک کننده امور. واقف به احوال. بصیر: استطلاع؛ دیده ور کردن خواستن. ( المصادر زوزنی ). اظهار؛ مطلع و دیده ور ساختن کسی را. ( منتهی الارب ):
زین یپنلو هر که بازرگان تر است
بر سَرَه و بر قلبها دیده ور است.مولوی.سنگ ریزه گر نبودی دیده ور
چون گواهی دادی اندر مشت در.مولوی.اگر تو دیده وری نیک و بد ز حق بینی
دو بینی از قبل چشم احول افتاده ست.سعدی.

فرهنگ عمید

۱. بیننده.
۲. (اسم ) دیده بان، نگاهبان.

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) ۱ - بیننده نظر انداز. ۲ - دید بان نگاهبان. ۳ - درک کننده امور. ۴ - سربازی که برای کشف دشمن به پیش یا طرفین یا عقب قوا حرکت کند.
بیننده، دیده بان، نگاهبان

جمله سازی با دیده ور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غلط به کاغذ ابری کنند دیده وران فشرد بس که فلک ابرهای احسان را

💡 از نرگس او دیده وران مست و خرابند این نشئه که در جام خمار است ببینید

💡 ازان ز دیده وران سرفراز شد نرگس که چشم دارد و ره قطع بی عصا نکند

💡 نیست در آهن دلان اکسیر صحبت رااثر سوزن ناقص نشداز قرب عیسی دیده ور

💡 گفت چندانی که از بالا و پست دیده ور می‌بنگرد در هرچ هست

💡 دل از سفر ز بد و نیک باخبر گردد به قدر آبله هر پای دیده ور گردد

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز