خاضعین
مترادفها
فروتنان، تسلیمشدگان، مطیعین
متضادها
مستکبرین، نافرمانها
لغت نامه دهخدا
خاضعین. [ ض ِ ] ( ع اِ ) ج ِ خاضع. لقبی است که بر طبق نامه تنسر در قدیم به ایرانیان می داده اند.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی خَاضِعِینَ: خضوع کنندگان
معنی ظَلَّتْ: دائماً بود (در عبارت "فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِینَ "کلمه ظلت از ظل است که یکی از افعال ناقصه بوده که اسم و خبر میگیرد و در اینجا اسمش کلمه اعناقهم و خبرش خاضعین میباشد یعنی گردنهایشان دائماً خاضع می شود یا سربه زیر می شوند)
ریشه کلمه:
خضع (۲ بار)
جمله سازی با خاضعین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آیتی بنما ز آیات مبین تا شود اعناق اعدا خاضعین
💡 متهمان فراری این پرونده علیرضا شوارقی فراهانی، ۵۰ ساله، محمود خاضعین، ۴۲ ساله، کیا صادقی ۳۵ ساله و امید نوری ۴۵ سال همگی شهروند ایران هستند که بنا به گفتهٔ دادگستری آمریکا هنوز در خاک این کشور و تحت تعقیب میباشند. اتهامات این افراد تلاش برای ربودن مسیح علینژاد و همچنین تلاش برای نقض تحریمهای آمریکا و توطئه برای کلاهبرداری بانکی و پولشویی اعلام شدهاست.
💡 در متون مذهبی و کتب عرفانی، از خاضعین و فروتنان در برابر پیشگاه خداوند یاد شده است که همواره در جستجوی حقیقت و رستگاری از پروردگار هستند.
💡 مؤمنان واقعی از جمله خاضعین هستند که با فروتنی و تواضع در برابر قوانین الهی، تلاش میکنند تا مسیر زندگی خود را بر اساس اصول دینی تنظیم کنند.
💡 در آن آثار ادبی که به توصیف حالات معنوی میپردازد، خاضعین کسانی توصیف شدهاند که از کبر و غرور دوری جسته و در برابر قدرت مطلق تسلیم هستند.