حقوق خانواده، شاخهای محوری از حقوق مدنی، به مجموعهی قواعد و مقرراتی اختصاص دارد که ساختار، دوام و چگونگی انحلال نهاد بنیادین خانواده را تنظیم مینماید. این حوزه از حقوق، فراتر از صرفاً تنظیم روابط مالی و قراردادی، عمیقاً با ابعاد عاطفی، اجتماعی و اخلاقی پیوند خورده است. تمرکز اصلی آن بر تبیین چارچوب حقوقی روابط میان اعضای خانواده، از زمان تشکیل (مانند نکاح) تا پایان آن (نظیر طلاق)، و همچنین روابط نسبی مانند فرزندخواندگی و ولایت استوار است. هدف غایی این شاخه، همسو ساختن منافع فردی با مصالح عالیهی نهاد خانواده به مثابهی سنگ بنای جامعه است.
در مقام تبیین این چارچوب، حقوق خانواده همواره ملاحظات عمیق مصالح اعضا و کارکردهای حیاتی نهاد خانواده را مد نظر قرار میدهد. این کارکردها شامل وظیفهی حفظ و بقای نسل، تأمین نیازهای اساسی عاطفی، روانی و مادی اعضا، و بهویژه برقراری نظام حمایتی و مراقبتی کارآمد از کودکان و افراد وابسته است. بر اساس این ملاحظات، حقوق و تکالیف متقابل طرفین از جمله حقوق زوجه بر نفقه، حقوق والدین بر حسن معاشرت و تأدیب، و حقوق فرزندان بر سرپرستی و تربیت به شکلی دقیق و سلسلهمراتبی مشخص میگردد تا از هرگونه تضییع حقوقی در مهمترین نهاد اجتماعی جلوگیری شود.