تکیه دادن

لغت نامه دهخدا

تکیه دادن. [ ت َ ی َ / ی ِ دَ ] ( مص مرکب ) پشت دادن و آسایش نمودن و راحت کردن. تکیه زدن. تکیه کردن. ( ناظم الاطباء ):
نمود می شفقی چهره فرنگ ترا
به نازبالش گل تکیه داده رنگ ترا.علی سبزواری ( از آنندراج ).میان گلخن و خاکسترم چه داند حال
کسی که پهلوی او تکیه بر سمور دهد.ملا شانی ( از آنندراج ).به عهد دولت تو امن در جهان بودن
بود ز عدل تو تکیه بر اژدها دادن.مسیح کاشی ( ایضاً ).گر روی بر فلک ز قوت حسن
تکیه بر خشت آفتاب مده.علی خراسانی ( ایضاً ). || تکیه گاه دادن. متکا دادن:
از طنطنه عدل تو در بیشه چرد میش
از پیکر خود تکیه دهد گرگ غنم را.سنجر کاشی ( از آنندراج ). || اعتماد کردن:
موج کشتی شکاف بیند مرد
تکیه بر بادبان دهد، ندهد.خاقانی.بر تواضعهای دشمن تکیه دادن زابلهی است
پایبوس سیل از پا افکند دیوار را.صائب.

فرهنگ فارسی

پشت دادن و آسایش نمودن و راحت کردن

جمله سازی با تکیه دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعضی از انگلها از زرافه‌ها تغذیه می‌کنند. زرافه‌ها همیشه میزبان کنه، به ویژه در اطراف ناحیهٔ تناسلی که دارای پوست نازک‌تر هستند، بوده‌اند. زرافه با تکیه دادن به جایی باعث نابودی بسیاری از کنه‌های روی پوست خود می‌شود. زرافه میزبان گونه‌های متعددی از انگل داخلی و در معرض بیماری‌های مختلف است. در حال حاضر بیشتر این موجودات ویروسی ریشه‌کن شده‌اند.

💡 خط‌کش نام وسیله‌ای که به وسیله آن می‌توان خطوط را رسم کرد یا آن‌ها را به وسیله مقیاس مندرج در خط‌کش اندازه‌گیری کرد. خط‌کش‌ها از جنس‌های مختلفی مانند پلاستیک، چوب یا فلزها ساخته می‌شوند. این وسیله که دارای لبهٔ صاف و به شکل خط راست است در ترسیم خط مستقیم مورد استفاده قرار می‌گیرد، یعنی با تکیه دادن مداد یا قلم یا هر وسیله رسام دیگر با لبهٔ آن و کشیدن آن اثری در صفحه پیدا می‌شود که همان خط مستقیم است.