لغت نامه دهخدا
ترنهاده. [ ت َ ن ِ / ن َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) خیسیده شده و مرطوب شده و آغشته شده. ( ناظم الاطباء ).
ترنهاده. [ ت َ ن ِ / ن َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) خیسیده شده و مرطوب شده و آغشته شده. ( ناظم الاطباء ).
خیسیده شده و مرطوب شده و آغشنته شده ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پای تو همچو گل زده از شبنم آبله هر گه که پا ببرگ گل تر نهاده یی
💡 از خون جگر بر آستانت صد نقطه بچشم تر نهاده است
💡 همی تا بود زلف بر روی خوبان چو بر برگ گل عنبر تر نهاده