لغت نامه دهخدا
گوش کاو. ( اِ مرکب ) گوش پاک کن. ( یادداشت مؤلف ). آلت کاویدن گوش. || ( نف مرکب ) که گوش کاود. آنکه گوش کاود.
گوش کاو. ( اِ مرکب ) گوش پاک کن. ( یادداشت مؤلف ). آلت کاویدن گوش. || ( نف مرکب ) که گوش کاود. آنکه گوش کاود.
( صفت و اسم ) ۱ - آلت کاویدن گوش. ۲ - گوش پاک کن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زین حلقه نجهد گوشها کاو عقل برد از هوشها تا سر نهد بر آسیا چون دانه در پیمانه شد