گزند یافتن
مترادفها
آسیب دیدن، صدمه دیدن، زیان دیدن
متضادها
سود بردن، سلامت یافتن
لغت نامه دهخدا
گزند یافتن. [ گ َ زَ ت َ ] ( مص مرکب ) آسیب دیدن. زیان دیدن:
به یک تاجور تخت باشد بلند
چو افزون شود ملک یابد گزند.
رجوع به گزند شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) آسیب دیدن زیان دیدن.
جمله سازی با گزند یافتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر چه گزندهای بیتی افزایش یابد، شبکه جدا از بهای ابزارهای شبکهای که خریداری شدهاست در یک چرخه بیپایان یافتن گزند و فرستادن دوباره گرفتار میشود و این گفتار در پی دارنده کاهش سرعت و افت پر کارایی شبکه میباشد.