( گرفتار آمدن ) گرفتار آمدن. [ گ ِ رِ م َ دَ ] ( مص مرکب ) اسیر شدن. مبتلا شدن. گیر افتادن:
چنین بود ماهوی را رای و راه
که آید بدانسان گرفتار شاه.فردوسی.گرفتار آمد صد و شصت گرد
دگر غرقه گشتند و کس جان نبرد.اسدی ( گرشاسب نامه ).تو قیمت این روز ندانی مگر آنگاه
کایی به یکی بدتر از این روز گرفتار.ناصرخسرو.چون گرفتار آمدی در دام او
چون شدی اندر قفس ناکام او.مولوی.بهمه حال اسیری که ز بندی برهد
خوشترش دان ز امیری که گرفتارآید.سعدی ( گلستان ).هر که بتأدیب دنیا راه صواب نگیرد بتعذیب عقبی گرفتار آید. ( گلستان ). گفت [ روباه ] خاموش که اگر حسودان بغرض گویند شتر است و گرفتار آیم... ( گلستان ).
|| عاشق شدن. شیفته گردیدن.
( گرفتار آمدن ) ( ~. مَ دَ ) (مص ل. ) ۱ - اسیر شدن. ۲ - عاشق شدن.
( گرفتار آمدن ) ( مصدر ) ۱ - مبتلی شدن دچار شدن. ۲ - در بند شدن مقید گشتن. ۳ - اسیر شدن برده گشتن: و هیچکس از آن عرب خلاص نیافتند الا همه یا کشته یا گرفتار شدند. ۴ - صید شدن شکارشدن. ۵ - عاشق شدن دلباخته گردیدن: نگهبانان بترسیدند از آن کار کزان صورت شود شیرین گرفتار. ( نظامی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کشور ژاپن در طول تاریخ خود شاهد موارد بسیاری از این نوع خودکشی بوده است؛ به عنوان نمونه میتوان به هاراکیری که توسط ساموراییها و برای فرار از گرفتار آمدن انجام میشده، اشاره کرد. در طول جنگ جهانی دوم نیز حملات کامیکازه و بانزای از این نوع بودهاند. گفتنی است که در این کشور خودکشی گاهی به قصد کفاره برای گناه نیز صورت میپذیرفته است.
💡 در شرق اقیانوس آرام این دلفینها اغلب در حال شنا با ماهیهای تون زردباله دیده میشوند. این عادت باعث گرفتار آمدن تعدادی از آنها در تورهای ماهیگیری شدهاست. آنها اما از این ماهیان تغذیه نمیکنند، در حقیقت هر دوی این جانوران از ماهیهای کوچک لجهای تغذیه میکنند. دلفینهای خالدار گرمسیری همچنین گاه به شکار ماهی مرکب و سختپوستان کوچک میپردازند.