کین اختن

لغت نامه دهخدا

( کین آختن ) کین آختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) کین کشیدن. کینه کشیدن. انتقام گرفتن:
دگر اسب شبدیز کز تاختن
نماندی به هنگام کین آختن.فردوسی.همی برد بر هر سویی تاختن
بدان تاختن بود کین آختن.فردوسی.یلانی که شان پیشه کین آختن
شبانروز خو کرده بر تاختن.اسدی.

فرهنگ فارسی

( کین آختن ) کین کشیدن ٠ کینه کشیدن ٠ انتقام گرفتن ٠

جمله سازی با کین اختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که چندین سپه پیش و کین آختن شما را چه کارست بر تاختن

💡 شبیخون ز کوش آمد و تاختن خروش دلیران و کین آختن

💡 کزان پس بود غارت و تاختن خروش سواران و کین آختن

💡 ز من بشنو اکنون گه تاختن که آورد از بهر کین آختن

💡 دگر باره آمد به کین آختن بیاورد از کابل این تاختن

💡 همی‌برد بر هر سوی تاختن بدان تاختن بود کین آختن