لغت نامه دهخدا
کوزه کش. [ زَ / زِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) آنکه کوزه کشد. رجوع به کوزه کشیدن شود.
- امثال:
کوزه کش طهارت نمی کند. ( از آنندراج ).
کوزه کش. [ زَ / زِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) آنکه کوزه کشد. رجوع به کوزه کشیدن شود.
- امثال:
کوزه کش طهارت نمی کند. ( از آنندراج ).
آنکه کوزه کشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کوزه و ساغر ار بود دیگر می صافی کجا شود دیگر
💡 آب اگر در هزار کوزه بود عاقل از کوزه ها زره نرود
💡 از کوزهگری کوزه خریدم باری آن کوزه سخن گفت ز هر اسراری