کلنگ زدن

لغت نامه دهخدا

کلنگ زدن. [ ک ُ ل َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) کلنگ بر زمین کوبیدن و کندن و شکافتن آن را ضربت وارد کردن با کلنگ بر زمین و دیوار برای کندن و شکافتن آن:
کلنگی می زند چون شیر جنگی
کلنگی نه که او باشد کلنگی.نظامی.و رجوع به کلنگ بمعنی دست افزار شود.

فرهنگ فارسی

کلنگ بر زمین کوبیدن و کندن و شکافتن آن را. ضربت وارد کردن با کلنگ بر زمین و دیوار برای کندن و شکافتن آن

جمله سازی با کلنگ زدن

💡 بود که از لحاظ قدمت طبق مواد فرهنگی متعلق به قرون 6-9 هجری قمری را شامل می¬شد بعد از آن از عمق 80 سانتی متری که لایه سوم نامیده می¬شود که دارای لایه رسوبی همراه با مقدار زیادی شن سیاه و زرد رنگ از نوع رودخانه¬ای بود و در آن هیچ¬گونه نهشته فرهنگی وجود نداشت و با زدن کلنگ که صدای بم و توب توب داشت که خالی بودن را گواه می داد ناگهان نوک تیز کلنگ در خاکی نرم فرو رفت.