کبک وش

لغت نامه دهخدا

کبک وش. [ ک َ وَ] ( ص مرکب، ق مرکب ) کبک مثال. کبک رفتار:
کبک وش آن باز کبوترنمای
فاخته رو گشت به فر همای.نظامی.

فرهنگ فارسی

کبک مثال کبک رفتار

جمله سازی با کبک وش

💡 همچو کبکان زیر برف اندر شدی پنداشتی تو نبینی خصم را او هم نمی بیند ترا

💡 پرندگان: کبوتر، کبوتر چاهی، سینه سرخ، سینه زرد، کبک، گنجشک، کلاغ، زاغ، دارکوب، هدهد، قرقی، جغد، خفاش، لاشخور، شاهین، پرستو، سونا، ترلان، قمری، سار و سار صورتی، بلبل، بلدرچین، چکاوک کاکلی،

💡 تا تو خرامان چو کبک دی به چمن در شدی کبک برون شد ز باغ، جان به تگ پا ببرد

💡 پرندگان و جانوران پراکنده در این شهرستان عمدتاً روباه، شغال، گرگ، سمور، خرگوش، کبک، سار، عقاب و انواع گونه‌های پرندگان جلگه‌ای و کوهستانی است.

💡 زبان اشاره کبکی زبان اشاره‌ای است که توسط جامعه فرانسوی‌زبان ناشنوا و کم شنوا در کانادا، بیشتر در استان کبک، استفاده می‌شود.

💡 عشق بالاتر از آن است که در وصف آید چرخ کبکی است که در پنجه این شهبازست

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز