لغت نامه دهخدا
کبودجامه شدن. [ ک َ م َ / م ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) جامه به رنگ کبود پوشیدن. || مجازاً، سوکوار شدن. عزادار شدن:
گیتی سیاه خانه شداز ظلمت وجود
گردون کبودجامه شد از ماتم وفا.خاقانی.
کبودجامه شدن. [ ک َ م َ / م ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) جامه به رنگ کبود پوشیدن. || مجازاً، سوکوار شدن. عزادار شدن:
گیتی سیاه خانه شداز ظلمت وجود
گردون کبودجامه شد از ماتم وفا.خاقانی.
جامه برنگ کبود پوشیدن سوگوار شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قدیمیترین نامی که برای مینودشت بیان میشود کبودجامه میباشد، در مورد این که چرا در گذشته مینودشت را کبود جامه مینامیدند دلیلی بیان نشدهاست با توجه به اینکه در قرون نخستین اسلامی برخی قیامهایی که علیه حکومت وقت شکل میگرفتند با تغییر رنگ لباس این قیامها به مردم معرفی میشدند چنانکه قیام ابو مسلم خراسانی علیه حکومت بنی امیه با تغییر رنگ لباس به سیاه، به «سیاه جامگان» معروف شد. به نظر میرسد نامیده شدن منطقه مینودشت به کبودجامه نیز بیشتر به خاطر یک قیام و حرکت سیاسی علیه حکومت وقت بوده باشد.