کبود پوشیدن

لغت نامه دهخدا

کبود پوشیدن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جامه کبود به بر کردن. || جامه نیلی به علامت سوکواری بر تن کردن. جامه عزا پوشیدن:
چهل روز سوک پدر داشت شاه
بپوشید لشکر کبود و سیاه.فردوسی.گرتو کبود پوشی همچون فلک در این ره
پس چون فلک چرا تو دایم به سر نگردی.عطار.

فرهنگ فارسی

جامه کبود ببر کردن

جمله سازی با کبود پوشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفتم شیخا اول بار قدم صورت است تا بتدریج بعالم معنی رسیم، مرا بیان کن که علت کبود پوشیدن و از رنگها این رنگ برگزیدن چیست؟

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
بحرود یعنی چه؟
بحرود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز