کامل عیار کردن

لغت نامه دهخدا

کامل عیار کردن.[ م ِ ع ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خالص گردانیدن. مجازاً، تهذیب کردن. زدودن غل و غش. کامل ساختن:
ترا در بوته گل بهر آن دادند این مهلت
که سیم ناقص خود را کنی کامل عیار اینجا.صائب.

فرهنگ فارسی

خالص گردانیدن

جمله سازی با کامل عیار کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون حسب کامل عیار افتاد از گوهر مپرس کس نمی جوید نسب خورشید عالمتاب را

💡 نقد سخن را بمان سکه سلطان بجو کای زر کامل عیار نقد تو از کان کیست

💡 از محک افزون شود قدر زر کامل عیار سرکشی از سنگ طفلان نیست مجنون مرا

💡 بود رایج نقد ما از سکه ی سلطان عشق قلب پاک بیغش کامل عیاری داشتیم

💡 ناقصان را می کند درد طلب کامل عیار آب ساکن، می شود تیغ بجوهر در گذار

💡 درین ره محتشم گر نقد قلبی رفته از دستم زر نوسکه کامل عیاری کرده‌ام پیدا

کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز