لغت نامه دهخدا
کاسه پرداز. [ س َ / س ِ پ َ ] ( نف مرکب ) مرادف سفره پرداز. ( آنندراج ). رجوع به سفره پرداز شود:
تبسم کنان گل برآورده سر
که ای کاسه پرداز خونین جگر
مرا مهلت عمر چندان کجاست
که پشت محبت کنم با تو راست.سالک قزوینی ( آنندراج ).
کاسه پرداز. [ س َ / س ِ پ َ ] ( نف مرکب ) مرادف سفره پرداز. ( آنندراج ). رجوع به سفره پرداز شود:
تبسم کنان گل برآورده سر
که ای کاسه پرداز خونین جگر
مرا مهلت عمر چندان کجاست
که پشت محبت کنم با تو راست.سالک قزوینی ( آنندراج ).
بسیار خوار، پرخور.
( صفت ) پر خور بسیار خوار ( سفره پرداز ): [ تبسم کنان گل بر آورده سر که: ای کاسه پرداز خونین جگر. ] [ مرا مهلت عمر چندان کجاست که پشت محبت کنم با تو راست ? ] ( سالک قزوینی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کاسه پرداز بود باده منصوری عشق بگذر از کاسه سر، پنبه ز مینا بردار