کاربردهای عزت در قران

واژه «عزّت» در قرآن کریم از ریشه‌ای نشئت می‌گیرد که دلالت بر سختی، استحکام و نفوذناپذیری دارد و در کاربردهای گوناگون، مفاهیم متعددی را دربرمی‌گیرد؛ با این حال، همه این معانی به نوعی به همان اصل بنیادین بازمی‌گردند. در آیات قرآن، «عزّت» و مشتقات آن گاه در معنای قدرت، غلبه و شکست‌ناپذیری، و گاه در مفهوم کرامت، شرافت و ارجمندی به کار رفته است. این تنوع معنایی نشان می‌دهد که «عزّت» صرفاً یک ویژگی ظاهری یا مادی نیست، بلکه حقیقتی عمیق و چندبعدی است که ابعاد فردی و اجتماعی انسان را در بر می‌گیرد و جایگاهی مهم در نظام ارزشی قرآن دارد.

در فرهنگ قرآن و آموزه‌های اهل‌بیت علیهم‌السلام، «عزّت» بیانگر اوج‌گیری انسان به مرتبه‌ای از توانمندی معنوی، اخلاقی و شخصیتی است؛ مرتبه‌ای که در آن، انسان به عظمت روح، استواری درونی، و شکوفایی شخصیت دست می‌یابد. این مفهوم، همراه با آراستگی به صفاتی چون مهر، مدارا، صلابت و پایداری در برابر ناحق و بیداد تعریف می‌شود. از این منظر، «عزّت» نه‌تنها به معنای برتری ظاهری، بلکه نشانه‌ای از تعالی درونی و استقلال روحی انسان است که او را در برابر فشارها و انحرافات، مقاوم و استوار می‌سازد.

این نیروی شگرف و شکست‌ناپذیر، پیش از هر چیز، از درون انسانِ خودساخته سرچشمه می‌گیرد و ریشه در ایمان، معرفت و تزکیه نفس دارد. هنگامی که این حالت درونی شکل گرفت، به‌تدریج در تمامی ابعاد وجودی انسان تجلی می‌یابد؛ از اندیشه و باور گرفته تا گفتار و رفتار، و از قلم و عمل تا اهداف و شیوه‌های زندگی. در نتیجه، «عزّت» به انسان نوعی شکوه، وقار و معنویت می‌بخشد که در پرتو آن، نه‌تنها خود به کمال نزدیک می‌شود، بلکه در تعامل با دیگران نیز با مهر، عدالت و استقامت رفتار می‌کند و الگویی از یک زندگی متعادل و الهی ارائه می‌دهد.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] کاربردهای عزت در قرآن. واژه عزت در قرآن در معانی متعددی استعمال شده است ولی بازگشت همه معانی به معنای سختی و نفوذناپذیری است.
در آیات قرآن نیز واژه «عزت» و مشتقات آن در این معانی و مفاهیم به کار رفته است:
← عزیز و ارجمند
واژه «عزت» در فرهنگ قرآن و عترت به مفهوم اوج گرفتن به مرحله توانمندی معنوی و اخلاقی و عظمت روح و توسعه شخصیت و آراستگی به مهر و مدارا و صلابت و شکست ناپذیری روان در برابر باطل و بیداد آمده است. این قدرت شگرف و شکست ناپذیر، در مرحله نخست از ژرفای جان انسان خودساخته سرچشمه می گیرد و پس از سربرآوردن از رویشگاه خویش، به تدریج در کران تا کران اندیشه و عقیده، زبان و قلم، دست و دیده، گفتار و کردار و برنامه ها و هدف ها و روش زندگی او تجلی می یابد و آن گاه به او عظمت و شکوه و معنویت و مهر و مدارا و شکست ناپذیری می بخشد. کسی که به این ویژگی انسانی و معنوی آراسته شود، از سویی به راستی تجسم اخلاص و پاکی، حق گرایی و حق پذیری، فروتنی و بردباری، صلح جویی و مدارا در ابعاد گوناگون زندگی می شود و در همان حال خود را فراتر از برده منشی و دنباله روی، فراتر از بافتن و شنیدن چاپلوسی ها و ستایش های چندش آور و لقب های پوشالی و پرطمطراق، فراتر از فرمانبرداری های چاکرمنشانه و اهانت آمیز می خواهد. به مرحله ای اوج می گیرد و خود را عزیز می دارد که نه در برابر زر و زور، نفوذ می پذیرد و نه در برابر نیرنگ و فریب؛ نه بیداد و ناروا را تحمل و نه آن را به دیگران تحمیل می کند و نه می تواند نظاره گر اسارت مردمی در چنگال این آفت های عزت کش و ذلت بار باشد و دم فرو بندد. آری، حقیقت عزت و آزادگی پذیرش مدیریت خرد و وجدان بر جان و جامعه و رعایت مقررات و حقوق مردم است، نه انبوهی شعر و شعار بدون عمل و فرصت سوز. امیرمؤمنان عزت و آزادگی واقعی را تواضع و فروتنی در برابر حق و عدالت می نگرد: «العز ان تذل للحق اذا لزمک.» امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: «شرف المؤمن قیامه باللیل و عزه کف الاذی عن الناس.» «شرف انسان در شب زنده داری اوست و کرامت و آزادگی اش در عدالت و دست نگاه داشتن از آزار مردم و رعایت حقوق آنان.» «الصدق عز و الجهل ذل.» «آراستگی به راستی و درستی، عزت و آزادگی است و جهالت و نادرستی، ذلت و خفت است.» «حسن خلق المؤمن من التواضع، و عزه ترک القیل و القـال.» «منش شایسته انسان با ایمان از تواضع و فروتنی اوست و عزت و آزادگی او، در وانهادن جنجال و هیاهو و زبان و سیاست خشونت بار است.»
نتیجه گیری
با بازنگری و جمع بندی آنچه آمد، به این نتیجه می رسیم:۱ـ عزت نفس و کرامت روح و رفتار بزرگوارانه از بنیادی ترین دهش های اسلام به انسان، و از هدف های بزرگ تربیتی پیامبران و از ویژگی های ارجدار اخلاقی و انسانی است. ۲ـ این ویژگی اوج بخش در رشد و بالندگی انسان، و قانون گرایی و سلامت فرد و جامعه و مدیریت آن نقش معجزه آسایی دارد؛ چرا که اگر انسان به گوهر کمیاب عزت و بزرگ منشی ومیوه های دل انگیز آن دست یافت و از بلای ذلت و احساس پوچی و یابزرگ پنداری و خودکامگی و ره آورد ویرانگر آن رها شد، تنها سر بندگی در برابر خدا ـ که سرچشمه عزت و توانایی و زیبایی است ـ فرود می آورد و در برابر غیر او، سربلند و استوار و شکست ناپذیر می ایستد و زمامدار خود و فراتر از خود می شود. چنین فرد و جامعه ای، نه تاریک اندیشی و ستم و تباهی را بر می تابد و نه به دیگران روا می دارد؛ چه که پیش از هر چیز خود را عزیزتر و برتر از این حقارت ها و تباهی ها می نگرد و می یابد. ۳ـ نهضت عدالت خواهانه عاشورا، دارای ابعاد گوناگون و آموزه های ارزشمندی برای زندگی سرشار از عزت و آزادگی است. این حرکت سترگ با این وصف که از آغازین روزهای شکل گیری تاکنون با الهام از بینش و منطق حسین (علیه السّلام) و طلایه داران راه او، مورد پژوهش قرار گرفته وهزاران کتاب و مقاله در تحلیل آن نگارش یافته، باز هم گاه به بعدی از آن می توان راه یافت که اندیشه ها به آن راه نجسته است. موضوع «جلوه های عزت و شکست ناپذیری عاشورا بر اساس آموزه های قرآن» یکی از آن مفاهیم جالب است.۴ـ اگر این نهضت عزت طلبانه و ذلت ستیز، در ابعاد گوناگون مورد پژوهش دقیق و همه جانبه قرار گیرد، از همان جرقه های آغازین نفی بیعت خواهی زورمدارانه از سوی پیشوای آزادی تا نپذیرفتن پیشنهاد همکاری با استبداد، سکوت و کنار آمدن با آن، دورافکندن امان و امان نامه ها، به هیچ انگاشتن فشارها و تهدیدها، محتوای نامه های روشنگر، خطبه های شعور آفرین، موضع گیری های حماسه ساز، دیدارها و اتمام حجت ها، تا لحظه لحظه رشد و شکوفایی و اوج آن در روز عاشورا و شهادت حسین (علیه السلام)، و تا طنین تلاوت قرآن سر سرفراز او بر فراز نیزه و در کاخ بیداد و پیام رسانی کاروان اسیران آزادی بخش و بازگشت پیروزمندانه آنان به کرانه های گلگون فرات و...، سراسر عزت آفرین و افتخارانگیز و ستم ستیز و عدالت خواهانه است. ۵ـ از سوی دیگر نگرش به تمامی اسناد عاشورا نشانگر آن است که این نهضت عزت خواهانه از آغاز تا ادامه کار هماره و همه جا از قرآن و سیره و منش پیامبر سرچشمه گرفته و پیشوا و یاران و سفیران و پیام رسانان آن هماره در اندیشه و منطق، منش و موضع گیری، برنامه ریزی ونتیجه خواهی، قرآن را مشعل راه قرار داده اند. ۶ـ از شاهکارهای سترگ حسین (علیه السّلام) این بود که شخصیت عزت خواه و منش آزادی طلب وروح و اندیشه استقلال جوی پروردگان قرآن و پیامبر را ـ که زیر فشار استبداد دیرپا نابود شده و کار فریب و سرکوب و تحمیل ذلت به جایی رسیده بود، که اگر یکی از کنیزکان دربار اموی را هم نامزد رهبری می کردند، با او بیعت می شد ـ با روشنگری فکری و شورانگیزی و حماسه سازی والگودهی عینی و عملی خویش، زنده و بالنده و پرطراوت ساخت. به مردم ذلت زده و تحقیر شده و مقهور خشونت و استبداد، جرات بخشید تا خود را انسان و صاحب حرمت و کرامت بنگرند، خود را به سان حاکمان و مدیران جامعه، دارای حقوق و آزادی و امنیت متقابل بخواهند، و به خود جسارت و شهامت اندیشه و مقایسه و سنجش و گزینش و نفی آزادانه بدهند. ۷ـ سرانجام این که عاشورا به مفهوم حقیقی، نه تحریف شده آن، روح همت و آزادگی در کالبدها دمید، خون شهامت و شجاعت و شکست ناپذیری و ایمان و عدالت بر بوستان جان ها تزریق کرد و با افروزش شعله های حیات و حرکت در جنبش ها و نهضت های اصلاحی و انسانی و سلب امنیت از ستمکاران و خودکامگان راه رسوایی و نابودی استبداد را تا هماره تاریخ و تضمین کرامت و حقوق انسان گشود، تا کدامین جامعه آن درس ها را آن گونه که باید فرا گیرد. ۶ـ گفتنی است که واژه «عزیز» یکی از صفات خداست، و در قرآن، فراتر از ۹۲ بار، ذات بی همتای او با این صفت یاد شده و این واژه در این مورد به کار رفته است.

جمله سازی با کاربردهای عزت در قران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرم را در هوایش عرش عزت در قدم یابی دلم را از ولایش چون بهشت جاودان بینی

💡 پای عزت در رهت هر شامگه بنهاده‌ام روی طاعت بر درت هر صبحگاه آورده‌ام

جوز یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز