کار بر کسی اسان
مترادفها
کار آسان، کار راحت
متضادها
سخت، دشوار
لغت نامه دهخدا
( کار بر کسی آسان••• ) کار بر کسی آسان کردن. [ ب َ ک َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تسهیل امر بر وی. آسان نمودن امری بر او:
غفلت ما کار بر ابلیس آسان کرده است
صیدبندان را مدد از صید غافل میرسد.صائب ( از آنندراج ).
جمله سازی با کار بر کسی اسان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تبدیل کنیم و تک تک درایه های نتیجهٔ حاصل را در آخر کار بر
💡 کوتاه گشته بود ز من دست حادثات زلف تو کار بر من مسکین دراز کرد
💡 اگر چشم از آنرو بپوشم بتلخی شکیبا شوم شود کار بر فیض دشوار و مشکل ز بد هم بتر
💡 چنین که تنگ به عاشق گرفته، هیهات است که مور خط نکند تنگ کار بر شکرش
💡 این توالییاب برای کار بر روی خواندههای طولانی فناوریهای نسل سوم و چهارم استفاده میشود. این توالییاب در ادامهٔ نسل توالییاب سلرا است.