فرهنگستان زبان و ادب
{stage left, house right, prompt side, PS} [هنرهای نمایشی] قسمتی از صحنه که در طرف چپ بازیگر قرار دارد و از دید تماشاگر طرف راست صحنه محسوب می شود
{stage left, house right, prompt side, PS} [هنرهای نمایشی] قسمتی از صحنه که در طرف چپ بازیگر قرار دارد و از دید تماشاگر طرف راست صحنه محسوب می شود
قسمتی از صحنه که در طرف چپ بازیگر قرار دارد و از دید تماشاگر طرف راست صحنه محسوب میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از نقشهای مشهور او، نقش «دولسینیا» در باله دن کیشوت (بر پایهٔ رمان دن کیشوت اثر میگل د سروانتس) است که برای نخستین بار در مه ۱۹۶۵ میلادی به روی صحنه رفت.
💡 مر ایزد را سپاس از بعد از آن کز غیبتش ایران همه اندوهگین صحنه، سراسر پردهٔ غم شد
💡 سازمان ملل تاییدکرد، مروان ابوالقمسان یک معلم آژانس امدادی این سازمان در نزدیکی صحنه یک حمله هوایی در خودرواش جانباخته و برادرش نیز که همراه وی بوده بهشدت زخمی شدهاست.
💡 اگر باشد کلید قفل جنت صحنه زاهد ز اشک خویش من هم سبحه صد دانه میسازم!
💡 مضمون این رمان مشتمل بر ابراز دلتنگی برای گذشته چند قومی و چند فرهنگی جامعهای بود که در زمان اتریش-مجارستان در زادگاه مارائی وجود داشت، اثری که یادآور آثار یوزف روت بود. همچنین در سال ۲۰۰۶ اقتباسی از این رمان به منظور اجرای صحنهای آن، توسط کریستوفر همپتون نوشته و در لندن به اجرا درآمد.
💡 هر چمن صحنهای از عشق و وفا لیک از من صحنه بیش از همه پرنقشونگار آمده بود